فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
8
چهارده رساله ( فارسى )
كه متناهى است و آن جانب كه نامتناهى است هر دو حقيقت يكى باشند پس همچنانكه اين جانب متناهى است و آن جانب نامتناهى در عقل روا بود كه آنچه نامتناهى است متناهى بودى و آنچه متناهى است نامتناهى بودى اختصاص يك جانب بنهايت و دوم جانب بلا نهايت هرآينه از براى تخصيص مخصّصى و ترجيح مرجّحى باشد و آن محدث و آفريده بود تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا . و اما قسم سوم و آن آنست كه ذات بارى تعالى متناهى باشد از همه جوانب اين محال است از دو وجه . وجه اول آنست كه هر چه چنين بود بالاى او از وى خالى باشد و همچنانكه در عقل رواست كه هر چه آنجا بود كه هست در عقل روا بود كه بالاتر بود بلكه هر چه در مكان و جهت باشد هر چند فوقيت او بيشتر بود بنعت كمال نزديكتر بود و چون درست شد كه بودن او در آن مكان معين رواست و بودن او بالاتر هم رواست هرآينه ترجيح يك مكان معين دون آنچه بالاتر است از براى مرجّحى و مخصّصى باشد و هر چنين باشد محدث بود تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا . وجه دوم - مذهب خصم آنست كه خداى تعالى فوق همه چيزهاست و هيچ چيز فوق او نيست و اگر ذات بارى متناهى باشد از همه جوانب لازم آيد كه آن خلاء كه بالاى او بود فوق او بود پس خداى تعالى تحت چيزى باشد بوقوع يا بامكان وقوع و اين باتفاق همه محال است . برهان سيم بر آنچه بارى تعالى منزه است از مكان و جهت كه هر چه مشار اليه بحسب الحس بود يا هم چند جوهر فرد باشد يا از وى بزرگتر باشد قسم اول باطل است زيرا كه در غايت صغيرى و حقيرى باشد و اين باتفاق كل عقلا باطل است و قسم دوم هم باطل است زيرا كه هر چه مشار اليه بحسب الحس بود روا بود كه از جوهر فرد بزرگتر بود يا دو بار چند يك جوهر فرد بود يا بيشتر و بر هر دو تقدير منقسم و متبعّض بود و آن بر خداى تعالى محال بود و اين برهان ملخص است از برهان اول و تمامت تقرير او آنست كه از پيش گفته شد . برهان چهارم اگر در مكان و حيز بود يا از مكان و حيز بيرون تواند آمدن يا